هر شخص کارهای مختلفی می تواند مرتکب شود که براساس خصوصیات و آثار آن مورد تحسین و یا مذمت است و افعال وی به عنوان حلال یا حرام عنوان می گیرند. همچنین یک ارگان و یک شرکت و به طور کلی هر جمعی که دارای مدیر باشد نیز مرتکب افعالی می تواند شود که این افعال را باید به کل مجموعه نسبت داد. این افعال را نیز می توان به عناوین حلال، حرام و یا واجب از آن ها یاد نمود. این مسئله در مدیریت سازمان های رسانه ای شکل خاص تری به خود می گیرد و اهمیت بررسی آن را بیشتر در خود نشان می دهد. افعال، بیان ها و مواضع یک موسسه رسانه ای، علاوه بر تاثیر وسیع و موثری که در سطح افراد . جامعه می گذارد، مشمول عناوین بسیاری از احکام می تواند باشد.
حال مسئله این است که نقش مدیر (در هر سطحی از مدیریت، بخصوص در سطح مدیر کل) چه مقدار می تواند باشد. به عبارت دیگر اگر موسسه رسانه ای موجب اثر و یا فاعل فعلی شود که آن را تقبیح می نماییم و یا آن را حرام تلقی می کنیم، تا چه مقدار مدیرآن قسمت و یا مدیر کل مجموعه مقصر و مستحق ذم و عقاب الهی می باشد؟ به عبارت دیگر آیا فعالیت یک موسسه منتسب به مدیر موسسه است یا باید آن را منتشب به کل مجموعه و مولفه های آن دانست؟
می توان گفت فعالیت ها و آثار یک موسسه متنسب به کل آن است و مدیرصرفا کسی است که در بین شرایط و مولفه های گوناگون تاثیرگذار مدیریت، رهبری و تاثیرگذاری می کند. عوامل متعددی وجود دارد که فعالیت و برآیند های یک موسسه را تحت تاثیر قرار می دهد؛ از مسایل اقتصادی تاثیرگذار بر سرمایه و سرمایه داران آن گرفته تا تاثیرات مسایل اجتماعی بر وجهه موسسه در بین عموم و یا بر رفتار و عملکرد کارکنان. اینها همه مسایلی است که اختیار را تا حد زیادی از مدیر سلب می کند تا آن جا که انتساب فعل به وی را کاملا مختل می کند.
در یک موسسه رسانه ای که به قصد جذب نظر مخاطبین تاسیس شده است، وظیفه مدیر تنها تامین آنچه است مه در این راستا مفید باشد. اینکه مخاطبین جذب چه چیز شوند و سلایق و علایق آن ها چه می باشد، چیزی است که محتوا را تعیین می کند . تنظیم و برنامه ریزی در تصحیح و پیشرفت مخاطبین و سلایق آن ها بر عهده چنین موسسه و مدیر آن نمی باشد. بنابراین مواخذه و تکلیفی هم از این باب بر دوش وی نخواهد بود.
